×

هشدار

JUser: :_بارگذاری :نمی توان کاربر را با این شناسه بارگذاری کرد: 378

Consectetur adipisicing elit, sed do eiusmod tempor incididunt ut labore et dolore magna aliqua. quis nostrud exercitation. ut aliquip ex ea commodo consequat. Duis aute irure dolor in reprehenderit in voluptate. velit esse cillum dolore

نشانی وبگاه: http://joomshaper.com
فروش 27 مرداد 1393

چگونه فراتر از انتظارات مشتری حرکت کنیم

تلاش تمام کاروکسب‌ها این است که بالاتر از سطح متوسط حرکت کنند و تجربه‌ای بهتر از سایرین را برای مشتریان خلق کنند. مشتریانی که تجربه خوبی را با کاروکسب ما داشته باشند با تبلیغات دهان به دهان خود راه را برای آمدن دیگر مشتریان باز می‌کنند و به ما کمک می‌کنند که بتوانیم هزینه‌های بازاریابی و تبلیغات خود را کاهش دهیم.
بنابراین زمانی که از انتظارات مشتری فراتر می‌‌رویم، مشتریانی خواهیم داشت که حاضرند پول بیشتری خرج کنند، تعداد دفعات خرید خود را بالا ببرند و تجربه‌های خود را با دیگران به اشتراک بگذارند. هر کدام از این سه اتفاق باعث می‌شوند که کاروکسب ما بتواند درآمد بیشتری را کسب کند.

 

تلاش تمام کاروکسب‌ها این است که بالاتر از سطح متوسط حرکت کنند و تجربه‌ای بهتر از سایرین را برای مشتریان خلق کنند. مشتریانی که تجربه خوبی را با کاروکسب ما داشته باشند با تبلیغات دهان به دهان خود راه را برای آمدن دیگر مشتریان باز می‌کنند و به ما کمک می‌کنند که بتوانیم هزینه‌های بازاریابی و تبلیغات خود را کاهش دهیم.
بنابراین زمانی که از انتظارات مشتری فراتر می‌‌رویم، مشتریانی خواهیم داشت که حاضرند پول بیشتری خرج کنند، تعداد دفعات خرید خود را بالا ببرند و تجربه‌های خود را با دیگران به اشتراک بگذارند. هر کدام از این سه اتفاق باعث می‌شوند که کاروکسب ما بتواند درآمد بیشتری را کسب کند.


انتظارات مشتریان چیست؟
در بیشتر مواقع انتظارات مشتریان منطقی است. یک مشتری به طور معمول این انتظارات را از یک کاروکسب دارد:
• ارتباط به‌موقع، بادانش و دوستانه، قبل و بعد از خرید
• دقیقاً دریافت همان چیزی که سفارش داده است
• ارسال سریع
• سیاست بازپس‌گیری محصول
برای اینکه نه تنها انتظارات مشتری را برآورده کنیم بلکه فراتر از آن نیز گام برداریم، لازم است نقاط تماس او با برند خود را شناسایی و درک کنیم. این نقاط تماس می‌توانند وبسایت، فروشگاه عمده‌فروشی یا خرده‌فروشی، ایمیل، مراجعه ویزیتور و یا هر نقطه تلاقی دیگری بین مشتری و برند ما باشد.


بهتر است نقاط تماس مشتری را با برند خود دسته‌بندی کنیم. برای مثال دسته‌بندی زیر می‌تواند مفید باشد:
• پیش از خرید: تمام ارتباطاتی که یک مشتری قبل از خرید محصول یا خدمت شما با برندتان دارد.
• خرید: ارتباطاتی که مشتری در حین خرید با شما دارد.
• پس از خرید: تمام ارتباطاتی که یک مشتری پس از خرید محصول با شما خواهد داشت.
پس از آنکه دسته‌بندی‌های اصلی خود را مشخص کردید، می‌توانید آنها را به آیتم‌های جزئی‌تر تقسیم کنید. برای مثال به تقسیم بندی زیر توجه کنید:
 
• پیش از خرید: شبکه‌های اجتماعی، مراجعه ویزیتورها و بازاریابان، تماس تلفنی، سر زدن به وبسایت، تبلیغات تلویزیونی و ...
• خرید: ارائه محصول، مراجعه به فروشگاه (شامل فضای فروشگاه، رفتار فروشندگان، نحوه پرداخت و ...)
• پس از خرید: فاکتور، سیاست بازپس‌گیری، جایزه خرید و ...
البته لازم به ذکر است که این دسته‌بندی خیلی کلی است و باید حتی به کوچک‌ترین نقاط تماس مشتری با برند نیز توجه کرد.


حفظ تمرکز روی یک نقطه تماس
کاروکسب‌های زیادی وجود ندارند که آنقدر بزرگ و متمول باشند که بتوانند روی تمام نقاط تماس با مشتری سرمایه‌گذاری کنند. روی صحبت من بیشتر با کاروکسب‌های کوچک و متوسط است. این کاروکسب‌ها برای آنکه نتیجه بهتری از فعالیت‌های بازاریابی خود بگیرند و فراتر از انتظارات مشتریان حرکت کنند باید دامنه تمرکز خود را محدودتر کرده تا بتوانند روی یک یا چند مورد تجربه‌ای بهتر را برای مشتریان خود خلق کنند. این همان مزیت رقابتی است. به عبارتی باید فکر کنیم که در کدام یک از نقاط تماس مشتری با برند خود می‌توانیم برای او تجربه‌ای را ایجاد کنیم که رقبا در آنجا نمی‌توانند پا به پای ما حرکت کنند. یادمان باشد که در اکثر موارد تغییرات کوچک می‌توانند نتایج بزرگی را به همراه داشته باشند.
برای مثال یک پیتزافروشی در حوالی محل سکونت من به همراه پیتزا یک بسته آبنبات هم برای آن دسته از مشتریان که فرزند کوچک دارند ارسال می‌کنند. همین اقدام ساده باعث می‌شود که من به عنوان مشتری احساس خوبی از خرید خود داشته باشم. علاوه بر این، هزینه زیادی نیز به آن کاروکسب تحمیل نمی‌شود.
مشتری خود باشیم.
بهتر است قبل از آنکه طرح و ایده خود را اجرا کنیم خود را جای مشتری بگذاریم و ببینیم چقدر تجربه‌ای که برای‌مان ایجاد می‌شود لذت‌بخش است. آیا توانسته‌ایم فراتر از انتظارات خود گام برداریم بطوریکه از خریدهای بعدی استقبال کنیم؟

فروش 27 مرداد 1393

هدف فروش

 

 

در فروش هدف بر قراری ارتباط با مشتری ومتقاعد ساختن وی برای خرید به شیوه ای هرچه موثرتر است . برای این منظور باید شناخت کاملی از مشتری داشت . باید تعریفی از یک مشتری ایده آل داشت . باید از خود پرسید : چرا مشتری باید محصول ما را برای خرید انتخاب کند .

واقیعتهای تازه ای که راجع به فروش مطرح هستند به قرار زیرند :

- امروزه تعدادی فروشندگان بیشتر از تعداد خریداران است .

- امروزه فروش از هر زمان دیگری پیچیده تر است .

- امروزه فراینده فروش تمرکز بیشتری را نسبت به گذشته طلب می کند .

- جلب اعتماد مشتری امروزه بیش از هر زمان دیگری در فروش مطرح است .

- برای موفقیت در فروش ، باید اصول اولیه را به شدت مورد توجه قرار داد .

 

از جمله مسائل کلیدی که در فروش مطرح است :

-         یافتن مشتری

-         ایجاد حسن تفاهم و رابطه نزدیک با مشتری

-         تشخیص نیازها

-         معرفی محصولات یا خدمات مورد ارائه

-        پاسخگوئی کامل و قانع کننده به سوالات مشتری

 

 

تکمیل و قطعی ساختن فرایند فروش در دنیای امروز یعنی : اطمینان از اینکه مشتری درست در همین لحظه از شما خرید می کند و خرید مجدد مشتری از شما در آینده نیز انجام خواد شد .

با مشتری محکم دست بدهید . به چشم هایش نگاه کنید و بگویید . از آشنایی با شما خوشبختم . اجازه ندهید که ترس جواب نه شنیدن از مشتری شما رو دلسرد کند . به یاد داشته باشید که این کار مشتری هرگز برخوردی شخصی نیست .

خودتان را در مقام یک مشاور ببینید نه یک فروشنده این طرز فکر باید از ذهن شما شروع شود تا به ذهن مشتری هم منتقل شود .

در مورد تمام جزئیات محصولی که می فروشید و نیز درباره کالاهای مشابهی که رقیب هایتانعرضه می کنند اطلاعات دقیق و کامل داشته باشید .

آنچه برای کسب موفقیت امروزتان داشته اید . برای حفظ آن کافی نیست ،تفکر استراتژیک داشته باشید . هدف هایتان را تعیین کنید و فعالیت های لازم را برای رسیدن به هر کدام را دقیقاً مشخص کنید .

از قانون طلایی در فروش استفاده کنید : کالایتان را همانطور به مشتری بفروشید که دوست دارید به شما بفروشند .

خودتان را وفق ایجاد و حفظ روابط بسیار خوب تجاری با تمام مشتری ها و کسانی کنید که احتمال می دهید در آینده از شما خرید کنند .

برای جلب رضایت مشتری نسبت به کالایی که عرضه می کنید علاوه بر ذکر ضمانت های سازمان از تضمین های مشخصی هم استفاده کنید .

برای اینکه مشتری احساس کند که از نظر شمافردی ارزشمند و محترم است . نیازهای عمیق ناخودآگاه او را ارضاء کنید .

زندگی شما فقط در صورتی بهتر می شود که خودتان بهتر شوید . هر روزبرای بهبود مهارتهای کلیدی تان قدمی به جلو بردارید .

راحت طب نباشید . فقط در صورتی می توانید پیشرفت کنید که آماده باشید تا مشکلات و سختی های امتحان کردن یک ایده جدید را به جان بخرید .

فکرهای بزرگ در سر بپرورانید ! شما هیچ محدودیتی برای بهتر شدن و رشد ندارید به جز همان هایی که خودتان در ذهن تان ساخته اید .

در مورد حرفه تان جدی باشید . از همین امروز تصمیم بگیرید که دست به هر کاری می زنید آن را با موفقیت کامل به اتمام برسانید .

برای رسیدن به حداکثر بهره وری با دقت برنامه ریزی کنید . همیشه انرژی تان را جایی مصرف کنید که بالاترین بازدهی را داشته باشد .

اراده کنید که یکی از مشهورترین و معتبر ترین فروشنده ها در حوزه خودتان بشوید .

 

همیشه نظر مشتری تان را تایید کنید . هرگز با او بحث نکنید و حتی وقتی که به نظر می رسد کاملا در اشتباه است .

 

فروش 27 مرداد 1393

فروش حرفه‌ای

 

امروزه فروش خیلی مشکل شده‌است، مشتری‌ها خیلی بد قانع می‌شوند، احساس می‌کنیم که آن‌ها همواره تخفیف می‌خواهند. تمام افرادی که در کار فروش هستند مشاهده می‌کنند که این روزها فروختن کالا یا خدماتشان مشکل‌تر شده‌است. چرا؟ به خاطر اینکه ما داریم اصول اولیه‌مان را فراموش می‌کنیم. چه زمانی ما می‌توانیم حقمان را بگیریم و بگو‌ییم که کالای ما چقدر ارزش دارد.

شما می‌خواهید ببینید که چگونه می‌توانید فروش بهتری داشته باشید سود بیشتری بدست بیاورید برای اینکار ترفندهایی را به شما یاد می‌دهم.

مشتری را مجذوب خود کنید

وقتی می خواهید یک دوست پیدا کنید، از خودتان انرژی می‌گذارید. محاسن خودتان را به او می‌فروشید، سعی می‌کنید او را مجذوب خود کنید. مشتری نیز اینگونه است، می‌خواهد شما او را مجذب خود کنید، او را تحت تاثیر خود قرار دهید. بگوید وه عجب فروشنده‌ای، عجب توانایی فروشی.
برای اینکار باید اعتماد ‌به نفس داشته باشید. نسبت به توانایی‌های خودتان دانش کامل داشته باشید. هرچه قدر فروش بیشتری داشته باشید، اعتماد به‌نفستان بالاتر می‌رود و توانایی‌هایتان را بهتر تشخیص می‌دهید.

روحیه برد داشته باشید

آیا ما همواره باید در فروش برنده باشیم؟ این استعداد است که بتوان همواره در زندگی برنده بود؟ اگر می‌خواهیم در فروش موفق باشیم آیا مجبوریم همواره برنده باشیم؟

تا حدود زیادی بله، وقتی که در برابر یک مشتری هستید شما دارید یک شو برگزار می‌کنید، همواره دارید یک نمایش انجام می‌دهید. بحث نمایش یک عملکرد است و وقتی بحث نمایش و عملکرد می‌شود مسلما باید در کنار آن‌ها برد باشد. اگر بتوانیم تعداد زیادی از فروش‌ها را ببریم موفق می‌شویم. برنده شدن در فروش بسیار خوب است ما می‌خواهیم که مردم ما را دوست داشته باشند، فردی شناخته شده باشیم، در این‌صورت احساس خیلی خوبی خواهیم داشت و این کار فروش را برای شما آسان می‌کند.

به مشتری دروغ نگویید، صادق باشید

وقتی شما به کالا یا خدماتتان اعتقاد نداشته باشید، امکان ندارد بتوانید چیزی به مشتری بفروشید. مشتری کاملا متوجه می‌شود که شما اعتماد به نفس کافی ندارید و ممکن است فکر کند که شما دارید به او دروغ می‌گویید، و دروغ در فروش بزرگترین اشتباهی است که یک مسئول فروش می‌تواند انجام دهد.

خیلی از افراد این‌کار را می‌کنند، خیلی هم طبیعی به نظر می‌رسد به خاطر این‌که یاد گرفته‌اند که الکی یک حرفی را بزنند اما مشتری متوجه می‌شود که می‌خواهند سرش را کلاه بگذارند. با رویکرد اشتباه وارد قضیه نشوید، صادق باشید سعی کنید مزیت‌های محصولتان را برای آن‌ها بگویید.

برای محصول یا خدماتتان ارزش قائل شوید

اگر شما برای محصول یا خدماتتان ارزش قائل نباشید، اگر متوجه نباشید، بر این باور نباشید که این بهترین محصولاتی است که دارید ارائه می‌کنید. دیگر به هیچ‌وجه نمی‌توانید سودداشته باشید. شما باید در زمان فروش به این نکته توجه داشته باشید که محصولتان محصول خوبی است به آن ارزش بدهید و نسبت به محصولتان دانش کافی داشته باشید.

چگونه بدون سختی زیاد ارزش کالا یا خدماتتان را بالا ببرید

باید با مشتریان‌ همکاری کنید و بتوانید در این زمینه محصولی بفروشید که منطبق بر نیاز‌های مشتریان باشد. باید به نیازها و مطالبات مشتریان پاسخ دهید. اگر بخواهید ثابت کنید که همه‌کاره هستید نمی‌توانید به هدف خاصتان برسید. باید در معاملات به حرف مشتریان گوش کنید، گاهی مشتریان خودشان هم نمی‌داند که چه می‌خواهند. ما باید در این زمینه دانش آن‌ها را افزایش دهیم و به آن نشان بدهیم که چقدر نیاز دارند و چقدر باید در این زمینه کار کنند.

دانش خود را در فروش بالا ببرید

مهارت‌هایتان را به خوبی بشناسید، شیوه مذاکره کردن با دیگران را یاد بگیرید، بازار را خوب بشناسید، در دوره‌های آموزشی مرتبط با شغلتان آموزش ببینید، در سمینارها و همایش‌ها شرکت کنید و از تجارب افراد موفق استفاده کنید. آنگاه شما حس می‌کنید که تنها کسی هستید که این میزان دانش را در زمینه کاریتان دارد. از این طریق می‌توانید برنده باشید و مشتری‌های خوبی داشته باشید.

 

 

فروش 27 مرداد 1393

فروش تلفنی

هیچ‌کس از فروش تلفنی خوشش نمی‌آید. احتمالا فروشندگان حرفه‌ای کمترین علاقه را به این بخش از کارشان دارند؛ اما فروش تلفنی هم یکی از مهم‌ترین فرآیندهای فروش و تبدیل مشتریان احتمالی به مشتریان واقعی و بستن قرارداد است.

اگر به‌طور مداوم درفروش تلفنی به بن‌بست بخورید و پاسخ منفی بشنوید، احتمالا کمی ترس یا بهتر بگویم، عدم تمایل نسبت به این نوع فروش در وجودتان ایجاد می‌شود؛ اما موضوع اصلی این است که اگر نتوانید با شنیدن پاسخ منفی کنار بیایید، باید برای همیشه حرفه فروش را ببوسید و بگذارید کنار! در این مقاله می‌خواهیم نکاتی به شما بیاموزیم تا با آمادگی بیشتری به سراغ فروش تلفنی بعدی‌تان بروید.

با چه کسی می‌خواهید تماس بگیرید؟

بخش مهمی از آماده‌سازی برای تماس تلفنی این است که فهرست شماره‌های تلفنتان را به‌خوبی بررسی کنید. نباید فقط دفترچه تلفن را بردارید و به‌طور تصادفی با اسم‌های داخل آن تماس بگیرید. از اینترنت استفاده کنید. فهرستی هدفمند از افراد تصمیم‌گیرنده‌ای تهیه کنید که به محصول یا خدمات شما نیاز دارند. از لینکدین استفاده کنید و مشاغل و افراد مرتبط با محصولات یا خدمات خود را بیابید.

پیش‌نویسی از حرف‌هایی که می‌خواهید بزنید، یادداشت کنید

شاید خنده‌دار به نظر بیاید، اما بنویسید که می‌خواهید چه چیزهایی را بگویید. فروش تلفنی تلاشی برای معرفی محصولتان به مشتری احتمالی است. به این فکر کنید که آیا اگر این مشتری را به‌صورت حضوری ملاقات می‌کردید، برای جذب او چه‌کارهایی انجام می‌دادید؟

آیا برای او انواع ارائه‌های پاورپوینتی یا نمونه‌ای از محصولات فراهم نمی‌کردید؟ یا فی‌البداهه هر چه به ذهنتان می‌رسید را بیان می‌کردید؟ البته که نه. پس چرا فکر می‌کنید باید در برخورد با مشتریان تلفنی هر چه که فی‌البداهه به ذهنتان رسید را بیان کنید.

اگر حرف‌هایی که می‌خواهید به مشتری تلفنی‌تان بزنید را روی برگه‌ای یادداشت کنید، بهینه‌ترین روش برای بیان صحبت‌هایتان را خواهید یافت. همچنین حین نوشتن به نکات یا مشکلاتی برخواهید خورد که مشتری احتمالا از آن‌ها برای دادن پاسخ منفی استفاده می‌کند و درنتیجه می‌توانید از پیش پاسخ مناسب و روشنی برای مشکلات بیابید. با این کار اگر مشتری بهانه شماره‌ی یک را بیاورد، دلیل شماره‌ی یک را برایش توضیح می‌دهید و اگر خواست با توسل به مشکل شماره‌ی دو پاسخ منفی بدهد، راه‌حل شماره‌ی دو را ارائه خواهید کرد. دیگر همه‌چیز آماده خواهد بود. اگر قبل از تماس گرفتن به‌خوبی به همه این مسائل فکر کنید و مشکلات احتمالی را بسنجید، خود را به‌عنوان متخصصی به مشتری نشان می‌دهید که بی‌هیچ وقفه‌ای می‌تواند به مشکلات یا سؤالات او پاسخ مناسب و منطقی دهد.

اما فکر نکنید این یادداشت باید خیلی رسمی بوده یا اینکه باید کلمه به کلمه مکالمه‌تان را روی برگه پیاده کنید. اگر مهارت کلامی خوبی دارید و به‌راحتی جمله‌سازی می‌کنید، فقط کافی است نکته‌وار همه‌چیز را بنویسید یا فقط چارچوب مکالمه‌تان را بسازید. مطمئن شوید که نوشته‌تان به نظر طبیعی می‌آید و سبک منحصربه‌فرد گفتاری‌تان را حفظ می‌کند؛ اما فراموش نکنید که نباید از روی کاغذ برای مشتری بخوانید! او کاملاً متوجه این موضوع می‌شود. نگاهی به برگه بیندازید و به سبک خودتان جمله‌سازی کنید.

قبل از هر تماس به این فکر کنید که با چه چارچوب گفتاری‌ای می‌خواهید با مشتری صحبت کنید و چطور می‌خواهید نیازهای مشتری را برطرف کنید. تمرین باعث پیشرفت شما خواهد شد. گاهی اوقات بهترین روش برای طبیعی به نظر رسیدن این است که زمان زیادی صرف تمرین و کار کردن روی نکات کلیدی یادداشت فروشتان کنید.

پیام صوتی‌تان را نیز بهینه‌سازی کنید

اگر استفاده از پیام‌گیر و پیام‌های صوتی برای شما امری متداول است، باید آن را نیز مانند مکالمه تلفنی‌تان بهینه‌سازی کنید. ابزارهایی وجود دارند که به شما اجازه می‌دهند تا پیام صوتی‌تان را به بهترین شکل ممکن ضبط کنید. زمانی که شخصی پاسخ‌گوی تماس شما نبود، فقط کافی است دکمه‌ای را فشار دهید تا پیام صوتی ضبط‌شده‌تان برای او ارسال شود. سپس می‌توانید با خیالی آسوده به سراغ نفر بعدی بروید.

شجاع باشید و نترسید

هیچ‌کس از شنیدن پاسخ منفی خوشش نمی‌آید. ما زمان زیادی از زندگی‌مان را صرف دوری از چنین موقعیت‌هایی می‌کنیم؛ اما این موضوع در حیطه فروش و به‌خصوص فروش تلفنی، امری اجتناب‌ناپذیر است. اگر بر ترس خود چیره شوید، فعالیت بیشتر و قدرتمندانه‌تری در این زمینه خواهید داشت و پس متن مکالمه خود را از پیش آماده کنید، فرد مناسبی را برای تماس انتخاب کنید و پاسخ بهانه‌ها و سؤالات احتمالی او را نیز در ذهن (روی کاغذ) داشته باشید اما بدانید که با همه این‌ها باز هم ممکن است پاسخی منفی بشنوید!

متأسفم! داستان فروش تلفنی داستان «به‌خوبی و خوشی تا ابد زندگی کردند» نیست؛ اما آماده شدن و اعتمادبه‌نفس عواملی هستند که میزان موفقیت شما را در این نوع فروش نه‌چندان دل‌چسب افزایش خواهند داد.

فروش 27 مرداد 1393

مثلث طلایی فروش

 

اساس این فرمول بر تجربه‌ی متصدیان ممتاز فروش جهان استوار است. در طول سالیان دراز با هزاران مشتری مصاحبه شده و به شکل خاصی از آن‌ها پرسش به‌عمل‌آمده است که تفکر آن‌ها درباره بهترین فروشندگانی که با آن‌ها تماس گرفته‌اند چیست. آن‌ها به‌طور مرتب و همیشگی در تمام صنایع سرتاسر جهان، در توضیح خود راجع به فروشندگان ممتاز، سه عنوان را ذکر نموده‌اند: به‌عنوان دوست، مشاور و معلم.

دوست

مشتریان، فروشنده را به‌عنوان دوستی تلقی کرده‌اند که واقعا حتی بیشتر از فروش به آن‌ها به‌ عنوان مشتری، دلواپس سلامتی آنان بوده‌اند. هنگامی‌که مشتریانتان شما را به‌ عنوان یک دوست شخصی خودشان تلقی می‌کنند که صرفا برحسب اتفاق روزگار در کار تجاری فروش محصول یا خدمتی است که آن‌ها می‌خواهند خریداری کنند، آن‌ها نیز تا هنگامی‌که شما آن محصول یا خدمت را عرضه می‌کنید نسبت به شما وفادار خواهند بود. در اینصورت تقریبا غیرممکن است که رقیب شما با قیمت یا پیشنهاد بهتر به آن مشتری دست پیدا کند. چنانچه شکسپیر می‌نویسد هنگامی‌که دوستانتان را امتحان کردید آن‌ها را با «تسمه‌هایی از جنس فولاد» به خود ببندید و گرفتار و اسیر خود کنید. وقتی که با مشتری، طرح دوستی حقیقی بستید یک تعهد غیرقابل قطع از روی وفاداری با او ایجاد می‌کنید که سبب می‌گردد مشتری سال‌های طولانی برای خرید کردن از محصولات و خدمات شما نزد شما بیاید.

مشاور

مشتریان در این فکر بوده‌اند که بهترین فروشنده، یک متخصص قابل‌اعتماد است که هم در زمینه محصول یا خدمتی که خود او می‌فروشد و هم در سایر زمینه‌ها، توصیه‌های خوبی دارد که به آن‌ها کمک می‌کند در زندگی و کارشان بهبود یابند. هنگامی‌که مشتریان، شما را برای خودشان به‌منزله یک مشاور تلقی نمودند، درنهایت به نقطه‌ای می‌رسند که از هیچ جای دیگری به‌جز شما خرید نخواهند کرد.

از کجا می‌توانید بگویید که آیا مشتریان، شما را به‌عنوان یک مشاور قلمداد می‌کنند یا خیر؟ ساده است. هنگامی‌که رقیب‌تان به همراه محصول یا خدمتی مشابه با محصول یا خدمت قابل‌فروش شما به مشتریان می‌رسد مشتری شخصاً با شما تماس خواهد گرفت تا شما درباره محصول فرد رقیب به او توصیه‌های لازم را بنمایید. آن‌ها می‌دانند که شما همیشه حقیقت را خواهید گفت و آن‌ها را راهنمایی خواهید کرد تا بتوانند تصمیم صحیح را اتخاذ کنند. هنگامی‌که مشتری با شما تماس می‌گیرد و درباره رقیبتان از شما درخواست توصیه می‌نماید بدانید که در چنین موقعیتی، چه بر اساس نتایج فروش و چه بر اساس درآمد؛ شما در حال صعود به طرف ۱۰ درصد فروشندگان حرفه‌ای و ممتاز هستید.

معلم

مشتریان، به فروشندگان ممتاز به چشم معلمی می‌نگرند که به آن‌ها یاد می‌دهد چگونه به بهترین شکل ممکن از محصول یا خدمتی که آن‌ها می‌فروشند استفاده ببرند. بهترین فروشندگان حتی بیشتر از این‌ها نیز به زحمت خود می‌افزایند و مشتریان را در مورد زمینه‌های مربوطه و موضوعات جانبی وابسته به انتخاب بهترین‌ها آموزش می‌‌دهند، در فروش مدرن، این کشف بزرگ و حائز اهمیتی است که در مدت‌زمان باقیمانده از حرفه شما بر روی نتایج‌تان اثر خواهد گذاشت.

طبیعی 18 مرداد 1393

روش های فروش

این یک متن نمونه برای قالب ریحون می باشد . شما می توانید این متن را از طریق کنترل پنل جوملای خود ویرایش و یا حذف نمایید .این یک متن نمونه برای قالب ریحون می باشد . شما می توانید این متن را از طریق کنترل پنل جوملای خود ویرایش و یا حذف نمایید .

درباره ما

بنیاد نخبگان تجارت

شماره تماس: 2-03537249991

فکس: 03537249991

آدرس ایمیل: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید